.«ـــــــــــثبتـــــ سابق»کاتب ویژه اسدالله خان کاتب <head> <title>انجمن ادبی اسدالله خان

انجمن ادبی اسدالله خان
ادبی ، فرهنگی ، اجتماعی 
قالب وبلاگ

انجمن ادبی اسدالله خان : خفاش +بزرگ عمامه داران +نفت =بنزین==> کاظم+وایزر@شد جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ

نظر رهبر انقلاب درباره پاسور بازی کردن با کامپیوتر

از آن گودی زورخانه هم تختی بیرون می آید و هم شعبان بی مخ! آن اولی با تمام خصلتهای نیکویش جوان می میرد و آن دومی می ماند و در کودتای28مرداد و پس از آن سیف الاسلام میگردد و تاجبخش!
هر زمان یکی از طرفداران مصدق دستگیر میشد بلافاصله شعبان با نوچه هایش سر میرسید و با چاقو حمله میكرد. به فاطمی دست بسته در حصار ماموران شهربانی حمله کرد اما خواهر فاطمی خود را سپر کرده زخمی شد...
البته شعبان بعدها در پیرانه سری، چاقو زدن را تکذیب کرده به هما سرشار می گوید:
« دَم شهربانی زدمش، چاقو‌ام نزدم. بی‌خود می‌گن چاقو زده. همشیره‌شم روش نیفتاد. توی شهربانی همشیره‌ش او بالا وایساده بود من دَم پله‌های پایین زدمش...»در آستانه کودتای 28مرداد هستیم هفتاد سال از آن میگذرد اما همچنان زخمی تازه است و پیامدهای شوم آن دست از سر ما برمی نمیدارد! همیشه چنین است که هیچ زخمی در تاریخ هیچ ملتی از بین نمی رود، نه زخم ترکمنچای، نه زخم کودتای 28 مرداد و نه هیچ زخمی دیگر. تنها زخمی جدید از راه می رسد و آن زخمهای کهنه را به سایه می برد، بی آنکه از بین برده باشد.
تنها کاری که میتوانیم بکنیم اینکه، معقولانه با آنها کنار بیائیم، اما ما انسانهای ایرانی بیشتر احساسی هستیم تا عقلانی...

🌾جنبش ملی شدن صنعت نفت، تنها ملی شدن نفت نبوده و نمیتوان آنرا تنها در واژه نفت و بقول ﻣﺴﺘﺮ ﺟﯿﮑﺎﮎ (یا آیت الله ﺳﯿﺪ ﺟﯿﮑﺎﮎ) این «ماده کثیف و نجس» خلاصه کرد بلکه، این جنبش، ادامه پروژه انقلاب مشروطیت بوده، انقلابی که یکی از دو هدف اصلی آن نفی تسلط بیگانگان از حیاتِ ایرانیان تحقیر شده بود، ایرانیانی که از ترکمنچای به بعد، بازیچه دو قدرت استعماری گشته بودند.

🌾عملکردهای انگلستان نسبت به ایران همیشه متضاد بوده چون مثل هر کشور مدرنِ دیگر، قطب نمای آن کشور، منافع ملی اش بوده و منافع ملی اش غالبا حفظ مستعمره هندوستان بوده.
در جریان جنگهای ایران با روسیه، هر موقع روسیه ایران را شکست می داده و بسوی ایران پیش می آمده، انگلستان می کوشیده برای برقراری صلح بین ایران و روسیه، مانند قرارداد گلستان یا ترکمنچای. اما وقتی مناسبات ایران با روسیه بهتر و نزدیکتر می گشته، انگلستان می کوشیده برای برهم زدن این مناسبات و ایجاد جنگ و تنش بین دو کشور، مثلا بنگرید به جریان قتل گریبایدوف و نقش انگلستان در این قتل برای ایجاد تنش تازه بین ایران و روسیه...
اما سیاست انگلستان نسبت به ایرانیان، تقریبا همواره متاثر از این توصیه سرگور اوزلی(وزیر مختار انگلستان) بوده:

🌾از این سخن تحقیرآمیزِ اوزلی تقریبا150سال حرکت میکنیم و می رسیم به ۱۳۳۰ ش یعنی زمان ملی شدن صنعت نفت و پالایشگاه آبادان...! در این پالایشگاه، به دو گروه آدم برمی خوریم:
گروه اول، انگلیسهای متخصص شرکت نفت که به عنوان آقا و دستور دهنده و غرق در یک زندگی لوکس حضور دارند و در مقابل، گروه دوم، هزاران کارگر نگونبخت ایرانی با دستمزدهای پایین در آلونکها و بیغوله ها زندگی میکنند و توسری خور و شعار کارمندان انگلیسی در برابر ایرانیان چنین بود:
«سرشان تشر بزنید، بترسانیدشان، تا در برابرتان سر اطاعت فرود آورند».
در آن زمان(1330ش) بحرین به ازای هر بشکه نفت35سنت، عربستان بشکه ای56 سنت، عراق بشکه ای60سنت حق امتیاز میگرفتند و ایران بشکه ای8 سنت!

🌾هنگامیکه ایرانیان با جنبش ملی شدن نفت بر این تحقیر و استثمار شوریدند، انگلستان به هیچوجه کنار نیامد و به تهدید متوسل شد، سه رزمناو و یک ناوشکن انگلیسی در آبهای خلیج فارس مستقر شدند، اما نیازی به آنها نیفتاد، چرا که در خود ایران بخش اعظم از مکلا و معمم، از گنده لاتهای میدان تره بار تا شاهِ تاجدار برای خنثی کردن آن جنبش و به زیر کشیدن رهبر آن به حرکت درآمدند.
اما به نظر من، بزرگترین عاملی که تیرخلاص بر آن جنبش زد خیانت و یا سکوت بخش اعظم ایرانیان اعم از گنده لاتها یا دربار یا امثال زاهدی...نبود هر چند اینان در حساسترین لحظه تاریخی، ذات نایافته از هستی بخش خود را به نمایش گذاشتند و حتی نقش دشمنانه انگلستان نیز نبود، بلکه چرخش هژمونی آمریکا به دشمنی با مصدق و جنبش بود، در واقع در آن جهان دوقطبی، از شوربختی ما، اوضاع به گونه ای سیر کرد که اگر کودتا نیز نمی شد و ایران بطرف غرب نمی رفت، حتما به طرف شرقِ کمونیستی می رفت...!

🌾ایرانیان در این دویست تاریخ پر کشمکش خود، یکبار دیگر با جنبش ملی شدن نفت، کوشیدند تا بلکه آن «پوستین کهنه» شان را نو کنند، اما باز شکست خوردند، بقول اخوان:
«...داشت کم کم شبکلاه و جبّه ی من نوترک می شد،
کشتگاهم برگ و بر می داد.
ناگهان توفان خشمی باشکوه و سرخگون برخاست.
من سپردم زورق خود را به آن توفان و گفتم هرچه بادا باد.
تا گشودم چشم، دیدم تشنه لب بر ساحل خشک کشفرودم،
پوستین کهنه ی دیرینه ام با من...»

🌾هر موقع تختی را با شعبان مقایسه می کنم یادِ داش آکل و کاکا رستم در داستان «داش آکل» صادق هدایت می افتم!. من بارها « داش آکل» را خوانده ام، این داستان کوچک در نوع خود یک شاهکار است.
داش آکل یک لوطی شیرازی است طرفدار ضعفا و بخشنده و در مقابل او، کاکا رستم یک لات و گردن کلفتی است که از حسادت، چشم دیدن داش اکل و محبوبیت او در بین مردم را ندارد.
در قهوه خانه نشسته اند یک مرتبه پیشکار «حاجی صمد» از راه رسیده و به داش آکل میگوید که حاجی صمد مرده و تو را وکیل و وصی خود کرده، داش آکل ناراحت از این بار مسئولیت، مجبور میشود این مسئولیت را بپذیرد و برای رتق و فتق امور به خانه حاجی صمد برود، اما در آنجا عاشق مرجان، دختر کم سن و سال حاجی صمد میگردد. این عشق به مدت هفت سال او را از درون می سوزاند اما نمی تواند ابراز کند تا اینکه برای مرجان شوهری پیدا میشود و عروسی سر می گیرد....

🌾چرا داش آکل نمی تواند عشق خود را ابراز کند، آیا بخاطر 26سال اختلاف سنی با مراجان بوده؟ یعنی داش آکل 40سال دارد و مرجان14.
اما در آن زمان، چنین اختلاف سنی مهم نبوده و مرجان نیز، سرانجام باکسی ازدواج می کند که حتی مسن تر از داش آکل بوده...
داش اکل در واقع بخاطر همان روحیۀ جوانمردی و لوطی منشی و مسئولیتی که وصیت حاجی صمد بر دوش او گذاشته فکر می کند اگر عشق خود را به مرجان آشکار سازد و با او ازدواج کند، نسبت به امانتی که حاجی صمد به او سپرده، خیانت کرده است. به نظرش، ازدواج با دختری که به او سپرده شده، نمك به حرامی خواهد بود، بنابراین، عشق؛ این قوی ترین نیرو از درون او را می سوزاند اما بر زبان نمی آورد....

🌾پس، عروسی مرجان با کسی دیگر سر می گیرد و داش اکل طبق معمول، وظایف خود را انجام داده و در پایان عروسی، حساب و کتاب خانه را تحویل داده و خانه را ترک میکند. در حالیکه، عشق پنهانی مرجان او را از درون می گدازد، یک باطری عرق سر می کشد، هوا تاریك است و سرش درد می کند، روی خواجه نشین خانه ای می نشیند و چپقش را چاق می کند که یک مرتبه سر و کلِّۀ کاکا رستم پیدا میشود و شروع به رجزخوانی کرده، کار به مبارزه و درگیری میکشد و در نتیجه، داش آکل سخت زخمی میشود و در بستر مرگ، وقتی پسر ارشد حاجی صمد به دیدارش میرود، داش آکل طوطی خود را به او می سپارد...
روز بعد داش آکل می میرد و اهل شیراز به عزای او می نشینند. عصر همان روز، مرجان دارد با کنجکاوی طوطی را تماشا میکند که یک مرتبه، طوطی می گوید:
«مرجان... مرجان... تو مرا کُشتی... به که بگویم... مرجان... عشق تو... مرا کُشت»
و اشك از چشمان مرجان سرازیر می شود یعنی اشگ همگی ما سرازیر می شود...
بقول اخوان:
كه می داند چه می دیده ست آن غمگین ؟
...دگر ره مانده تنها با غمش در پیش آیینه
مگر ، آن نازنین عیاروش لوطی ؟
شكایت می كند ز آن عشق نافرجام دیرینه
وز او پنهان به خاطر می سپارد گفته اش طوطی ؟


موضوعات مرتبط: خبر، سیاسی، طنز تلخ، عکس(تصویر)، #فرمایشات اسدالله خان، مناسبت، کاتب ویژه
برچسب‌ها: انجمن ادبی اسدالله خان, خفاش, بزرگ عمامه داران, نفت
ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۱ ] [ 19:26 ] [ ـــــثبتـــــ ] [ ]

انجمن ادبی اسدالله خان (نفت)عاملِ(تحریم)هزار وُ چارصد جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ 

 اسدالله خان:مردم محروم  ایران به شیوه های مختلف دارن غارت میشوند.به نوعی تورم که سبب میشه ارزش   درآمد اندک  آنها روز بروز کمتر وکمتر بشه وقدرت خرید ورفاهشون  پایین وپایین تر بیاد.نوع دیگر ان  بازنشسته هایی هستند که بچه ها شون رو فرستادن در خارج از کشور درس بخونند ..با بی ارزش تر شدن پول ملی در مقابل ارزهای خارجی. اونها مجبور میشند از اندخته هاشون ویا حتی ملک وطلاشون برای حمایت از بچه هاشون بگذرند .که خودش به دلیل بی ثباتی و شرایط کشور مصداق عینی غارت.دسته سوم  سهامداران حقیقی  هستند که در بورس به دلیل اراده دولت ونظام عینا هر روز بیشتر از دیروز در حال غارت شدن هستند ..که البته تنها راه حمایت نظام و دولت صفر کردن دامنه  منفی نوسان قیمت سهامه تا به صورت دستوری عملا از بورس حمایت بشه   نابودی بورس عملا بستر ساز ورشکسنگی اقتصاد ملی است   .. افزایش شهریه ها.  جریمه های تردد شبانه.  جریمه تردد های بین استانی. و صد ها مورد دیگه روز بروز زمینه وبستر مناسب برای غارت ملت رو توسط دولت ونظام برای گروه ها وباند های مافیایی  رو فراهم کنه

کاتب ویژه:درست است که امروز نفت وگاز کشور حال وروز خوبی ندارد اما تا همین دیروز صادرات نفت و محصولات آن ضامن توسعه کشور بود.حتی امروز که بر اساس گفته های وزیر نفت "تحریم‌های ظالمانه آمریکا سبب شد ایران از آوریل ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۱ از تولید یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون بشکه نفت و بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی محروم شود؛" باز چشم توسعه کشور به درآمدهای نفتی است.

واقعیت قصه این است که علیرغم تحریم های شدید ما نتوانسته ایم بدون اتکاء به دلارهای نفت، توسعه را به پیش ببریم وامروز عملا توسعه بخش های مهمی از کشور متوقف شده است.

دولت جدید سفرهای استانی خود را با دستان خالی انجام می دهد و جامعه میزبان در این سفرها دوست دارند وزیر نفت میهمان آنها باشد تا به بهانه مسئولیت های اجتماعی، از شهر و روستاهای آنها محرومیت زدایی شود.
وزیر هم بی خیال کارشناسانی که می گویند "خزانه خالی ست"، وعده های فراوانی در راستای حل مشکلات جامعه میزبان می دهد.

وزیر نفت در سفر به استان فارس اعلام کرد که وزارت نفت، هزار و ۱۵۰ میلیارد تومان اعتبار برای اجرای طرح های مسؤولیت اجتماعی از جمله پروژه های رفاهی، آموزشی، فرهنگی و راهسازی استان فارس اختصاص خواهد داد.در همین سفرهای استانی وزیر نفت، برای استان بوشهر نیز ۳۶۰ پروژه در بخش های مختلف آموزشی، رفاهی، فرهنگی، راه و طرح های هادی بالغ بر ۷۰۰ میلیارد تومان تعریف شد.وزیر نفت به خوزستانی ها هم گفت امسال ۴۴۷ پروژه مسئولیت اجتماعی با ۷۸۰ میلیارد تومان اعتبار در استان خوزستان تکمیل می‌شود.نفت حتی مبلغ ۱۱۴ میلیارد تومان به پروژهای مسئولیت اجتماعی در استان کهکیلویه وبویراحمد اختصاص داد واین قصه به همین شکل و استان به استان ادامه دارد.

حالا وعده های وزیر نفت و دولت؛ صدای مجلس انقلابی را هم درآورده است. نماینده تهران می گوید "به رئیسی پیشنهاد می‌کنم کمتر به سفرهای استانی برود. شرایط کشور، شرایط وعده دادن نیست البته ممکن است بگوییم وعده ‎ها، امیدواری ایجاد می‌کنند اما اگر با مشکلاتی برخورد کردیم که نتوانستیم این وعده‌ها را عملی کنیم، نگاه مردم تغییر می کند."

نماینده مردم تبریز در مجلس انقلابی هم می گوید "اینکه به عنوان یک مسئول به میان مردم می‌روند تا از نزدیک در جریان مشکلات و کاستی‌ها باشند فی‌نفسه قابل تقدیر است اما گاهی مصوبات این سفرها غیرعلمی است.مصوبات زمان احمدی نژاد ۱۰۰ سال دیگر هم خیلی‌هایشان ممکن است اجرا نشوند چه برسد به اینها.اگر قرار است وعده‌ای داده شود و مصوبه‌ای شکل بگیرد باید بیاید در بودجه وقتی در بودجه نمی‌آید یعنی پولی وجود ندارد و در نتیجه توقع ایجاد می‌کند که عدم اجرای آن هم نتیجه‌اش افزایش نارضایتی مردم خواهد بود."

اما رئیس جمهور در سفر شیراز خود، جواب مخالفان وعده های داده شده در سفرهای استانی را داد و گفت" برخی می‌گویند سفرهای استانی هزینه‌ دارد... به میزان اعتبارات قول و وعده می‌دهیم و بسیاری از مسائل با مبالغ اندک حل می‌شود."

یک نماینده مجلس انقلابی هم در حمایت از وعده های وزیر نفت در سفرهای استانی گفت:اقدام‌های اوجی در زمینه مسئولیت اجتماعی، انقلابی، جهادی و روحیه بخش است و نمایندگان مجلس از حسن توجه وزیر نفت دولت سیزدهم به چنین مسائلی قدردانی کرده‌اند."

آنچه روشن است اینکه شرکت نفت می خواهد پیشانی دولت در اجرای مسئولیت های اجتماعی باشد.این کار را باید به فال نیک گرفت اگر خزانه خالی نباشد.اما اگر آن طور که برخی نمایندگان مجلس انقلابی به دولت هشدار می دهند، به مردم وعده ندهد زیرا که خزانه خالی است پس دولت با کدام رویکرد، سفرهای استانی خود را ادامه می دهد.

همه می دانیم مشکلات آنقدر زیاد هست و جامعه آنقدر در تنگنا قرار دارد که دیگر رفتارهای پوپولیستی ضامن اعتماد ومحبوبیت دولت ها نخواهد بود.مردم این بار با عمق وجود خویش مشکلات را تحمل می کنند و گفتار درمانی مرحم زخم های آنان نخواهد بود.


موضوعات مرتبط: خبر، سیاسی، #فرمایشات اسدالله خان، کاتب ویژه
برچسب‌ها: انجمن ادبی اسدالله خان, نفت, عاملِ, تحریم
[ دوشنبه سوم آبان ۱۴۰۰ ] [ 19:47 ] [ ـــــثبتـــــ ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

اسدالله خان : علاقمند اجتماعی- سیاسی+ سیاست روز +طنز تلخ روزگار نامناسب  بروفق مرادِ  حاکمان و زیر نظر لاشخوران مفسد جهت چپاول اموال و زیر پاگذاشتن (عدالت اجتماعی ) برای نیل به قدرت روز افزونِ دنیای  واپس گرا و اسلامِ به تحریف کشیده شده برای اقتدار گداصفتان تازه به دوران رسیده به مصداق( وای به روزی که گدا معتبر شود) روضه خوان هائی که در سر هرکوچه پاتق گدا ئی خود را به نوچه های خود سرقفلی می دادند تا جای دیگری را در چنته خود در آورند ، امروزه کشور را به خاک سیاه نشانده اند تا تلافی حقارت روزهای گدائی خود را در آورند ، سربازی نرفته اند و مردم  را به اجباری می برند ، نیمی از جامعه را که ناموسان مردم هستند را در درجه دوم از انسانیت محسوب می کنند ، به رسم چپاول خود ساخته ولی امر جامعه جهانی و(حومه) خود راخطاب می کنند .
  مستضعفین عالم را تحریک به ستیزه جوئی می کنند تا در جهان اسم ورسم پیدا کنند .غم واندوه را مسلک خود ساخته ودر پسِ پرده به عیاشی و خوشگذرانی ولذت طلبی پنهانی مشغول باشند حکومت سلطنتی برای خود رقم زده اند تا بر جهانیان سلطه پیدا کنند، این ماه ِ محاق روز از پس پرده بیرون خواهد آمد و رسوائی  چندین ساله خود را عیان خواهد کرد وآنگاه پس از آن جهانیان به تحقیق خواهند فهمید که طشت رسوائی این اَرازل و اُوباش چه خون هائی را به ناحق بر زمین ریخته اند و چگونه خونخواران ندای ننه من قریبم سرداده اند و با نام اسلام و سپر قرار دادن  خون به ناحق ریخته جوانان ، قرآن ها بر سر نیزه کرده اند که اسلام در خطر است و اینک  این مدعیان اسلام خود بزرگترین خطر برای جوامع مذهبی و باطلاق گسترده وعمیقی در جهان ایجاد کرده اند که واقعیت مذهب ومرام را زیر سئوال برده اند .به امید روزی که از تیر های برق در معابر عمومی آویزان شوند .تف وُ لعنت سرتا پایشان را فرا گیرد  .ندای آزادی بشر  در سراسر جهان  به گوش رسد...
لینک دوستان
لینک های مفید